مشخصات

موارد دیگر
♥ mahsa
798 پست
زن

دنبال‌کنندگان

(24 کاربر)

برچسب ‌های کاربردی

♥ mahsa
♥ mahsa
عاغا این عاطفه هم تو کیمیا صداش پیر شده خودش نشده :هاها
اینجا تو‌جلفا جشنواره زمستانی هست، حسینمون همون پسر کیوته :هاها مجری جشنواره اس، از تهرانم بازیگرا اینا خواننده میاد، بچه ها جمعه میخوان برن، زنگ زدن از حسبن پرسیدن مهمان کیه؟ گفته کیمیا :هاها اینا دارن دق میکنن :هاها

این کیمیا حقیقت و گفت به آزاده ولش کرد رفت بالا، نمیگه دختر مردم یه بلایی سرش میاد :عجب
♥ mahsa
♥ mahsa
پول گاز اومده ۷۲ تومن :تعجب
♥ mahsa
♥ mahsa
دو روزه ازدواج کردن هاله بارداره :هاها
♥ mahsa
♥ mahsa
من مثلا دارم خاطره مینویسم :هاها
♥ mahsa
♥ mahsa
من با نت گوشی اینستا میرم همه عکسا باز میشن با نت خونه باز نمیشه :عجب
♥ mahsa
♥ mahsa
خودشون میگن اینا عاشقن با هم ازدواج کنن به پای ما نسوزن، اونوقت این شد ازدواج؟ :عجب این چه وضعشه آخه :عجب
این پشت بام تهران و میگم
♥ mahsa
♥ mahsa
بالاخره همدیگه رو پیدا کردن :دعا
♥ mahsa
♥ mahsa
تمامی مقاطع تحصیلی اینجا تعطیله، به نظرتون خانوما میان خانه سلامت تو این هوا و سرما؟ :ای حال ندارم برم :ای
♥ mahsa
♥ mahsa
من خیلی خوابم میاد ولی نمیخوام بخوابم :هوم
عاغا داشتم اینو مینوشتم، تو فیلم مرده مرد، اومدم نوشتم نمیخوام بمیرم :هاها
♥ mahsa
♥ mahsa
من امروز اومدم این تایپ 10 انگشتی رو تمرین کنم بابا انگشتام بیشتر درد گرفت :-؟ جاشون کمه انگار :هاها
♥ mahsa
♥ mahsa
لعیا زنگنه چقدر زشت شده تو این پشت بام تهران :| با اینهمه کرم و رنگ روشن چشم و ابرو :عجب تو یه لحظه هایی شبیه گربه میشه :ای
♥ mahsa
♥ mahsa
من تا امروز فیلم سه بعدی این شکلی ندیده بودم :ذوق یعنی قبلا دیده بودم ولی این کیفیت و نداشت، امروز رفتیم خونه سیما اینا، فیلم oz و سه بعدی نگاه کردیم :ذوق واااای فوق العاده بود :ذوق یعنی من یه خط در میون ذوق میکردم :هاها
♥ mahsa
♥ mahsa
اومدیم خونه خاله ام اینا، حوصله ام سر رفته، نشستم کلی از کتابم و خوندم :دی هنوز هرگز رهایم نکن و تموم نکردم :ای
اونروز کی بود ازم پرسید تمومش کردم یا نه؟ :-؟ که منم گفتم اصلا فرصت نداشتم بخونمش :گنگ
♥ mahsa
♥ mahsa
فکر کنم آخرش با خاطره هام بی حساب شدم :هاها
♥ mahsa
♥ mahsa
نتونستم بشینم انقدر خسته بودم ساعت ۱۰:۱۵ خوابیدم تا نیم ساعت پیش :هاها

عاغا امروز رفتیم تئاتر یعنی فوق العاده بود، عالییییی هرچی بگم کم گفتم، انقدر خندیدیم :هاها
موضوعش این بود که دو تا خلبان که با هم دشمنن توی جنگ تو یه جزیره سقوط کردن، بعد اینکه چطوری باهم ارتباط برقرار میکنن دوست میشن و چطوری به این نتیجه میرسن از جزیره برن و ...
دو تا بازیگر بودن یکی ترکی صحبت میکرد یکی به یه زبون خارجی وااااای فوق العاده بود ارتباط برقرار کردنشون :هاها بعد مفصل میگم :دی
البته امیدوارم زود بیام تا مزه اش نرفته :دی
صفحات: 4 5 6 7 8

ایــــلای · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس فارسی