مشخصات

موارد دیگر
عسلبانو
460 پست

دنبال‌کنندگان

(16 کاربر)
عسلبانو
عسلبانو
امروز رفتم ورزش
اروبیک
این یه ماهه پیلاتس میرفتم هیچی کم نکردم
امروز رفتم این ورزشه
رسمونو کشید زنه
تمام پیتزاها دیشب سوخت :تنبک
عسلبانو
عسلبانو
دارم ایندیزاین میخونم ولی دیگه مخم نمیکشه {-201-}{-204-}{-214-}
عسلبانو
عسلبانو
مامانم برام ترشی لبو درست کرده :تنبک <img src=ی" title=":عروسی" />
الانم کلی آلو بهم داده بود خیس کردم خوردم به ... میفتم تا شب :هاها
عسلبانو
عسلبانو
@Star شهرزاد کروم نصب کردم همش صفحه باز میشه هر صفحه ای که باز میکنم
یه چیزی مثل تبلیغ
خارجکیه
عکسشو تو تلگرام برات میذارم
چجوری میشه کاری کنم نیان ؟؟؟
سری قبل نصب کرده بودم از این ادا اصولا نداشت
عسلبانو
عسلبانو
دلم میخواد ایندیزاین یاد بگیرم برای صفحه ارایی
محمد از چند نفر پرسیده اونا خودشون انقدر به نرم افزاره ور رفتن تا یاد گرفتن
بعدم گفتم منو بذار یه جایی یاد بگیرم
چند نفره رو میشناسه چند تاشون زن هستن
میگه زنا هیچی یادت نمیدن
جنسشون خرابه :عجب
یه مرده هم هست میگه چون برام کار میکنه یادت نمیده که کارامو پیشش ببرم
حتی بهش گفتم یه ایندیزاین برام بخره نخریده میگه نیاز ندارید :عجب
حالا موندم چکار کنم
باهاش ور میرم ولی مثل خنگا شدم
حالا یه چند جا سرچ کردم دوباره از اول بخونم ببینم میتونم کاری از پیش ببرم :هوم
عسلبانو
عسلبانو
امروز روز پرررررررررررررررررررر کالری ای داشتم :زار
عسلبانو
عسلبانو
چمد روزه غذا رژیمی درست میکنم خوشمزه میشه خیلیم میخورم :دی حالا درسته رژیمیه ولی در حد مرگ نخور دیگه :کوفت
عسلبانو
عسلبانو
از بس غر زدم دیگه روم نمیشه حرف بزنم:هوم
عسلبانو
عسلبانو
میخوام مهدی رو بذارم مهد
نمیدونم کار درستی یا نه ؟؟؟:-؟
عسلبانو
عسلبانو
به نظرتون من خیلی غر میزنم:-؟
عسلبانو
عسلبانو
رفتم برای مهمونی خرید کردم
نیازمندم به کسی که منو از برق بکشه
از الان دارم ژله درست میکنم :تعجب
عسلبانو
عسلبانو
از ساک بستن متنفرم :ااه
مخصوصا که داریم میریم عروسی :ااه از عروسی راه دور خوشم نمیاد :ااه
الان مثل گربه گیج دور خونه راه افتادم دارم اثاث میریزم تو ساکم {-167-} نباید زیادم ساک بردارم چون برگشتنه مامان و پدربزرگ و پسر داییم باهامون میان چون 7 مهر دارن میرن کربلا {-169-}
نمیدونم مهمونی میریم که لباس مهمونی بردارم یا تو خونه ای {-169-}{-218-}{-201-}
عسلبانو
عسلبانو
رفتم موهامو کوتاه کردم :دی
انقدر پول دادم که تو کل زندگیم واسه ارایشگاه پول نداده بودم :دی
مدیونید اگه فک کنید دارم اغراق میکنم :دی
ولی موهام قشنگ شده دوسش دارم
محمد بیاد سوپرایزش کنم :دی
عسلبانو
عسلبانو
امروز به خودم استراحت دادم
البته استراحتی که توش دو وعده شام و وناهار و بچه داری و ... رو شامل میشد :عجب
تازه صبحم رفتم دنبال پدرشوهرم از بیمارستان مرخص شد
اومد تو ماشین بهش سلام کردم میگه چرا این پلاستیک کوتاهه من نجسم :عجب
شب به محمد میگم این خانواده تو هستن که منو در قبال حسین اقا و خانواده اش حساس میکنن
من بی تقصیرم {هی}
عسلبانو
عسلبانو
عصبانیم
در عین بی منطقی
الان منطق این رفتارا منطقیه ولی من بی منطقم
یه موقع هایی دلم میخواد بی منطق باشم
امشب زنداداشم اومد
به قول مادرشوهرم اتش بس شده
ساعت 12 میرسیدن
هرچی به محمد گفتم بیا اونجا نیومد
گفت میخوام برم خونه
منم ازش خیلی ناراحت شدم
حالا مامانش اینام فهمیدن خاله اش عمل کرده
دارن همشون فردا میرن تهران
منم که پشم :عجب
خواهرشو خواهر زاده اش ظاهرا میخوان بمونن
منم با خودم گفتم نیم ساعتم نمیرم پایین تا مادرشوهرم تنها نمونه
به من چه
ابجیش میره عشق و حال من اینجا بمونم پرستاری کنم :ااه
عصبانیم
منم احتیاج به استراحت دارم
خسته ام
دلم میخواد غر بزنم اما محمد هم گناه داره {هی}
صفحات: 1 2 3 4 5

ایــــلای · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس فارسی