مشخصات

موارد دیگر
عسلبانو
460 پست

دنبال‌کنندگان

(16 کاربر)
عسلبانو
عسلبانو
اگه گفتین بازی من و مهدی چیه ؟
میشینیم کارتون میبینیم بعد زودتر دیالوگاشونو میگیم :هاها
از بس دیدیم حفظ شدیم همه رو :هاها
عسلبانو
عسلبانو
گوشیم خونه ابجیم جا مونده :|
امروز روز بدون گوشیه:دی
تو هیلر چقد همه جی 3 دستشونه :دی
عسلبانو
عسلبانو
چقد اینجا خلوت شده :-؟
عسلبانو
عسلبانو
همش دلم میخواد پلک این کره ای ها رو بگیرم بکشم بالا ببینن دنیا رو لذت ببرن :هاها
عسلبانو
عسلبانو
درد دل
حوصله ندارید نخونید
بشدت پرم
عسلبانو
عسلبانو
الان که اذون گفتن مهدی رفته یه کاسه چیپس اورده
هر یه دونه که میخوره یه دونه هم میگه تو بخور:|
عسلبانو
عسلبانو
لامپ روشن کردم بالا میز کامپیوترم که راحت تایپ کنم
یک ساعته دارم کیبورد تمیز میکنم
همچنان زوایای کثیف تو چشمن :عجب
الان بیشتر نمود پیدا کرده چقد کیبورد کثیفه:ااه
عسلبانو
عسلبانو
امروز انقد سگ بودم و انقد غر زدم محمد چقد غر میزنی
گفتم امروز روز غرمه :دی
گفت اهان تو فحش بده :هاها
چند بارم خطر از بیخ گوش مهدی رد شد کتک نخورد :دی
ولی دعوامون شد :دی
عسلبانو
عسلبانو
این زنه تو حس سوم زن پلیسه چقد شبیه نیلوفره:دی
عسلبانو
عسلبانو
یه لباس توری دارم بدون سوتی میخوام بپوشم ولی انقدر سفت نمیگیره که نریزه پایین :دی
نمیدونم چکار کنم {-62-}
عسلبانو
عسلبانو
اون یارو مورد داره رو دوباره جمعه تو نمایشگاه دیدم :هاها
تازه یه یاروی مورد دار دیگه هم معرفی کردم :هاها
به محمد گفتم دفعه دیگه خودمو میگیرن میگن کرم از خود اینه :هاها
عسلبانو
عسلبانو
فید پروانه رو برای نشر علی و قیمت رمانا دیدم یه چیزی یادم افتاد
اون روزی که رفتم نمایشگاه تو غرفه نشسته بودم یه اقایی اومد به محمد گفت اقا تخفیفتون چند درصده
محمد گفت 10 تا 20 درصد
بعد مرده دیگه چشماشو بست و دهنشو باز کرد که اره شما چرا انقد کتابای مذهبی رو با تخفیف کم میدین
برید ببینید کتابای مستهجن رمان 50 درصد تخفیف دارن
شما باعث میشید دین اینجوری بشه و فلان و بهمان
باید بیشتر تخفیف بدین
من خبرنگارم و میرم یه مقاله چاپ میکنم که ناشرای مذهبی بیخودن و کلی شر و ور
اهان بچه من میره رمان میخونه به مادرش میگه چادرتو بردار اینا امل بازیه
محمد هم هر چی میگفت حاج اقا اجازه بدید منم حرف بزنم
میگفت نه دیگه چیزی نمونده که حرف بزنید
دیگه حرفی باقی نمونده :|
محمدم گفت شما با این طرز تفکرتون و با مغز خودتون که فکر میکنید همین یه ذره هم که از دین باقی مونده زیاده :|
مرتیکه میگفت اون تقویم زناشویی 500 تومن در اومده شما 10 تومن میدین :عجب
مردک الان پفکم بهت 500 نمیدن
یاروی یابو که رفت گفتم رمانا رو میزنن 50 تومن 50 درصدم نخفیف بدن راه داره
ادامه در دیدگاه
عسلبانو
عسلبانو
مهسا چقد خوب بود اومدی پیشم
اون چند روز چقد خالی شدم و اروم شدم
دلم یکی میخواد باهاش حرف بزنم و خودمو خالی کنم
رو در رو
یه گوش میخوام یه ذره غر بزنم
دارم میترکم دیگه
گاهی خجالت میکشم از خودم میگم ناشکری نکنم
این همه ادم مریض این همه ...
ولی گاهی کم میارم
دلم میترکه با هیچ کسم نمیتونم حرف بزنم
کاش کنارم بودین یکیتون
بیام تهران میتونید بیایید پیشم؟؟؟
عسلبانو
عسلبانو
چهارشنبه شب قرار شد بعد ختم بریم تهران
بعد دیدن دیر شد گفتن صبح زود حرکت میکنیم میریم دو جا عید دیدنی بعد نهار میریم خونه خاله معصوم
بعد رسیدیم خونه خاله معصوم
چون اپارتمانیه بچه ها که بپر بپر میکردن صدا میکردن
من مهدی رو کشیدم کنار و با تطمیع و جایره ارومش کردم
ولی خوب امیر حسینو میدید جو گیر میشد
با این حال خیلی بهتر از اون بود
فرداش رفتیم خونه داییش
اونجا هم تو اشپز خونه داشتم کمک میکردم محمد هم رفته بود رستوران کمک داییش
مهدی یه ذره شیطونی کرد خوارشوورم میگه نمیخواد کمک کنید بیایید بچه هاتونو جمع کنید:////
تو دلم گفتم توی عفریته گشاد کمک میکنی؟؟؟
غروب قرار شد بریم سینما
همه عصری خوابیدن بزرگترا و محمدم رفتن عید دیدنی
منم مهدی رو بردم پارک نزدیک خونه که بازی کنه ما میریم سینما بخوابه
بعد که از سینما برگشتیم مهدی نزدیک 10 و نیم بود بیدار شد بدقلقی کرد
خوب بی موقع بود و بد خواب شده بود
حالا هر کی یه چیزی میگفت
بابا بچه که لجوج شده زر زر نکنید تا اروم بشه
اینم بیشتر جیغ میزد
امیر حسین که یه چیزی میپرسید اینم به تقلید اون می‌پرسید بعد جواب مهدی رو دیگه نمیدادن
من که ج میدادم جیع میزد.
عسلبانو
عسلبانو
پری چرا اسمتو کردی نارسیس هی میگم این کیه پیام میده
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

ایــــلای · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس فارسی