هایلات جای گذاشتن اون جمله های نابیه که برای همیشه تو ذهنمون روشن میشن و میمونن !

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

هایلایت

گروه عمومی · 16 کاربر · 705 پست
Șȗȵ
Șȗȵ
عــاشـــق شدن چیز ساده ای ست آنقدر كه همه ی انسان ها توان تجربه کردن آن را دارند مهم عاشق ماندن است بي انتهــا بي مــنّــت تا ابــد
3 دیدگاه · 1395/02/19 - 09:44 در هایلایت توسط Mobile ·
7
Șȗȵ
Șȗȵ
سنجاق قفلي ها را دوست دارم ...
2 دیدگاه · 1394/11/20 - 17:56 در هایلایت توسط Mobile ·
3
Șȗȵ
Șȗȵ
وجود هیچکس غمها را از بین نمی برد اما کمک میکند با وجود غمها محکم بایستیم ، درست مثل چترِ خوب که باران را متوقف نمیکند ، اما کمک میکند آسوده زیر باران بایستیم . . ابرها به اسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يكديگر......... گاهي دلگرمي يكی چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست. جاودان باد سايه کسانیکه كه شادي را علتند نه شريك، و غم را شريكند نه دليل ....
10 دیدگاه · 1394/11/9 - 20:35 در هایلایت توسط Mobile ·
3
joojoo111
joojoo111
«همه‌ی ما توی این دنیا مسافریم... چه کاری بهتر از اینکه بتونیم در دل‌های هم؛ منزل کنیم؟»
Șȗȵ
Șȗȵ
این متن رو بخونید ...
Șȗȵ
Șȗȵ
همه چیز بستگی به هوای دلت دارد

حال دلت که خوب باشد
همه دنیا به نظرت زیباست
آدم‌ها همه‌شان دوست داشتنی‌اند
و همه را می‌توانی ببخشی
حتی چراغ قرمز برایت مکثی دوست داشتنی می‌شود که...
لحظه‌ای پا را از روی پدال برداری و بتوانی فکرکنی
به چیزهایی که دوست داری!

حال دلت که خوب باشد
حتی می شوی همبازی بچه‌ها
برای عزیزانت وقت می‌گذاری و یک دنیا مهربانی در چهره‌ات نهفته است!!
وچقدر لذت دارد که آدم حال دلش خوب باشد!

حال دلت خوب... ❤️ ❤️ ❤️
دختر دریا
دختر دریا
زنی که تکلیف زندگیش روشن نیست
موهایش را 
روشن می کند
و زنی که خسته میشود
از خستگی
کوتاه
حالا
به زنی فکر کن
که موهای روشن کوتاهی دارد
.
.

رویا_شاه_حسین_زاده
دختر دریا
دختر دریا
دکتر گفت: نباید اینقدر به گذشته فکر کنی.
نباید، نباید، بیخود نبود که کم کم داشتم به این نتیجه می رسیدم این دکترهای روانشناس یا فکر می کنند آدم هیچی نمی داند یا فکر می کنند اگر می داند خب پس باید کارهاش دست خودش باشد.
مثلا اگر می دانی نباید اینقدر به گذشته فکر کنی ، فکر نکن دیگر و اگر نمی دانی نباید این قدر به گذشته فکر کنی، بدان و بعد فکر نکن دیگر. به همین راحتی.
یکی نیست بگوید آقا من به گذشته فکر می کنم می دانم نباید به گذشته فکر کنم و باز هم به گذشته فکر می کنم.
***
رمان #احتمالا_گمشده_أم
shirin
shirin
قلب، مهمانخانه نیست که آدم‌ ها بیایند
دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند!
قلب، لانه‌ ی گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود
و در پاییز باد آن را با خودش ببرد!
قلب؟
راستش نمی دانم چیست،
اما این را می دانم که فقط جای آدم های خیلی خوب است!
نادر ابراهیمی / یک عاشقانه آرام
دختر دریا
دختر دریا
اگر همه چیز خریدنی بود
برای مادرم؛کمی جوانی
برای پدرم؛عمر دوباره
و برای خودم
"خنده های کودکی" می خریدم
shirin
shirin
برای عاشق شدن نباید
یک شخصیت متفاوت را دوست داشت
برای عاشق شدن باید
یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت ..!
دختر دریا
دختر دریا
چون هیچ‌وقت مجبور به اسباب‌کشی نشدیم، این‌همه آت و آشغالِ به درد نخور توی خونه جمع کردیم.»
این را همسرم می‌گوید. راست هم میگوید.
آدمی که پانزده، شانزده سال یک جا مانده باشد،
که مجبور نشده باشد هر سالی، دو سالی – چندی کمتر و بیشتر – بار و بنه‌اش را جمع کند،
از خرده‌‌‌ریزهایش دل بکند تا بارش سبک‌تر و جمع و جورتر شود،
آن‌قدری که بتواند زندگی‌‌‌اش را پشت یک کامیون جا بدهد و با خودش ببرد هر کجا که خواست
در روشنایی باران
در آفتاب پاک،
خب، هی دلبسته‌تر می‌شود و هی وابسته‌تر.
هی دورش را انبوهی از لباس‌‌‌ها و ظرف‌ها و کاغذها می‌گیرد که دلش نمی‌آید دورشان بیندازد.
یک سال، دو سال، ده سال، شانزده سال هم که شده یک دانه پیچ را نگه میدارد که شاید روزی، سوراخی به اندازه‌اش پیدا شود و آن پیچ به کار آید. که نمی‌آید هم.
هیچ سوراخی وظیفه‌ی خودش نمیبیند که خودش را به اندازه‌ی آن پیچِ منتظر گشاد کند تا شانزده سال صبر و انتظار به ثمر بنشیند.
آدم‌ها شاید کمتر حواس‌شان باشد که اسباب‌‌‌کشی چه دینی به گردن‌شان دارد.
که باورِ «موقت بودن» چه لطفی به زندگی‌‌شان می‌کند.


ادامه در کامنت
shirin
shirin
از وقتی که عاشق شدم
فرصت بیشتری پیدا کردم برای این که پرواز کنم
فرصت بیشتری برای این که پرواز کنم وبعد زمین بخورم
و این عالی است
هر کسی شانس پرواز کردن و به زمین خوردن راندارد
تو این شانس رو به من بخشیدی
متشکرم!
- شل سیلور استاین
shirin
shirin
مردها وقتی عاشق می شوند
به دنیا می آیند
و زن ها
عاشق که می شوند می میرند !
دختر دریا
دختر دریا
زنی زیبا و نازا پیش پیامبر زمانش میرود و میگوید از خدا فرزندی صالح برایم بخواه.
پیامبر وقت دعا میکند و وحی میرسد: او را نازا خلق کردم.
زن میگوید: خدا رحیم است و میرود.

سال بعد باز تکرار میشود و باز وحی می آید نازا و عقیم است. زن اینبار نیز به آسمان نگاه میکند و میرود.
سال سوم پیامبر وقت زن را با کودکی در آغوش میبیند.کودک از آن زن ....!!! با تعجب از خدا میپرسد : بارالها،چگونه کودکی دارد او که نازا خلق شده بود!!!؟
وحی میرسد: هر بار گفتم عقیم است ،او باور نکرد و مرا رحیم خواند. رحمتم بر سرنوشتش پیشی گرفت. چه خوب بود اگر غم ها
را در برابر رحمت الهی باور نمی کردیم..... توکلت علی الله
با دعا سرنوشت تغییر میکند... از رحمت الهی ناامید نشوید ... اینقدر به درگاه الهی بزنید تا در باز شود....
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

ایــــلای · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس فارسی